سه شنبه 30 خرداد ماه سال 1385 ساعت 06:08

نویسنده: حسن غفاری فر
منبع: فصلنامه کتاب زنان/ شماره 22

 

آسیب‌های فرهنگی که به واسطه کژکارکردی وسائل ارتباط جمعی و ابزارهای پیام‌رسانی ایجاد می‌شود، به جهت وسعت سیطره، تنوع و تعدد ابزارهای فرهنگی از گستره و عمق تخریبی بالائی برخوردار است؛ اما این آسیب‌رسانی محدود به جامعه زنان نیست و اثرات سوء این تولیدات و کالاهای فرهنگی، زنان و مردان را در هر گروه سنی، تحت تأثیر قرار می‌دهد. در بخش پایانی این نوشتار، برخی آثار و آسیب‌های منتج از مصرف کالاهای فرهنگی در سطح خرد، میانی و کلان، به اجمال تبیین شده است.

عنصر «ارزش»، در میان عناصر فرهنگی، دارای اهمیت وافری است و عموم جامعه‌شناسان، ارزش‌ها را بدان جهت که منشاء اثر اجتماعی‌اند، در زمرة «پدیده‌های اجتماعی» می‌شمارند[1] و «گسترده‌ترین و کوچک‌ترین واحد سازندة هر فرهنگ را ارزش‌های اجتماعی می‌دانند». «ارزش» آن چیزی است که یک فرهنگ از جنبة اخلاقی به عنوان خوب یا بد به آن توجه دارد.[2] ارزش، زائیده عناصر معرفتی و باورهای فرهنگی است، زیرا افراد جامعه با توجه به عناصر فرهنگی می‌آموزند که «چه چیزی خوب، حقیقی و زیباست».
تغییرات ارزشی (شامل تولید ارزش‌های جدید و گاه معارض با ارزش‌های قبلی) که عمدتاً با تغییرات فرهنگی همراه است، می‌تواند به واسطه کالاها و ابزارهای فرهنگی ایجاد شود. همچنین ابزارهای فرهنگی در ایجاد آنومی و تولید ناهنجاری‌های اجتماعی تأثیرگذارند.
به اعتقاد صاحبنظران ارتباطات قدرت تأثیرگذاری کالاهای فرهنگی محدود به تغییر ارزش‌ها در یک حوزه نمی‌باشد و این تولیدات قادرند ارزش‌های مربوط به حوزة زنان را نیز تحت تأثیر قرار دهند. همچنین در حوزه‌های مربوط به اخلاق فردی و حریم‌های خصوصی افراد نیز به طور خاص، تغییراتی ایجاد نمایند. چنین تغییراتی، بسترهای مناسبی را برای آسیب‌رسانی فرهنگی علیه زنان و پیامدهای ناگوار آن فراهم می‌سازد. در این مجال برخی از پیامدها و آسیب‌های فرهنگی علیه زنان تبیین می‌شود:


ـ اختلال امنیت
ـ اشاعه تخیّلات جنسی
ـ ارضای تمایلات مردان در خارج از خانه
ـ استفاده ابزاری از زن
ـ تحقیر شخصیت زن
ـ عمومی شدن مسائل خصوصی
سست شدن بنیان‌های اخلاقی
ـ فروپاشی بنیان خانواده
ـ فروپاشی نظام اجتماعی
مقابله و پیشگیری

ادامه مقاله

یکشنبه 28 خرداد ماه سال 1385 ساعت 19:50

تنها 6/5 درصد پرونده‌های تجاوزات جنسی، منجر به حکم محکومیت شده و هم‌‌اکنون وقت آن است تا با آمار شرم‌آور در تجاوزات جنسی، برخورد مناسب‌تری داشته باشیم.
به گزارش سرویس بین‌الملل «بازتاب»، روزنامه «گاردین» در گزارش تأسف‌آوری نوشت: برای هیچ‌کدام از سربازان، نام دختر مهم نبود و به این جزییات توجهی نمی‌کردند. تنها نکته مورد توجه آنان، این بود که او یک دختر ویتنامی باکره بود. یکی از سربازان می‌گوید: او مثل یک حیوان بود، ما فقط در صف ایستاده و منتظر بودیم.
تجاوزات جنسی چه در ویتنام، عراق و یا کورن وال، اعتماد قربانیان به جهان را نابود کرده است. واقعیت بی‌اعتنایی چند نفر به رنج و درد یک انسان دیگر هیچ‌گاه رو به زوال نرفته است.
هنوز هم خشونت‌های جنسی در سطح هشداردهنده‌ای است. سال گذشته، بیش از سیزده‌هزار زن بریتانیایی مورد تجاوز واقع شدند. این آمار غیر از مواردی است که هیچ‌گاه گزارش نشده است. بر پایه آمارهای مؤسسه تحقیقات جنایی بریتانیا، از هر شش مورد تجاوز جنسی، تنها یک مورد گزارش می‌شود.
چرا این امر اینقدر شایع شده است؟ پذیرش این ایده که نفس رابطه جنسی تهاجم‌آمیز برای یک مرد لذت‌آور است، سخت است، چرا که بیشتر آنان نیز پس از مدتی دچار بیماری‌های روحی و افسردگی می‌شوند. برای مثال؛ در زمان جنگ ویتنام، اختلالات و استرس‌های ناشی از این تجاوزات در سربازانی که آنجا بودند به شدت مشهود بود. امروزه نیز استرس‌های روانی نظامی‌گری به عنوان توجیه شکنجه‌های جنسی «ابوغریب» و جاهای دیگر مطرح می‌شود.
اتهامات اشتباه در تجاوزات جنسی نسبت به دیگر جرایم کمتر است.
در سال‌های دهه 70، حدود یک‌سوم پرونده‌های تجاوزات به محکومیت منجر شده بود. این میزان در دهه 80 به یک‌چهارم رسید و امروزه نیز به 6/5 درصد موارد گزارش شده رسیده است و در مناطقی چون «گلوکستر شایر»، «سوفلک» و «کمبریج شایر» در ازای هر صد زن شاکی، تنها دو مرد محکوم می‌شوند. آیا باید متقاعد شویم که زنان در این‌باره دروغ می‌گویند؟
مطمئنا هیچ کس پیشرفت سیستم قضائی را انکار نمی‌کند. زمانی که رنگ پوست قربانی به جوک قضات تبدیل می‌شد، گذشت، اما خلأ بین قوانین کتاب‌ها و عمل به این قوانین هنوز هم زیاد است.
نظرسنجی سال گذشته مؤسسه ICM در انگلیس نشان داد که یک نفر از هر سه نفر معتقد است که نقش خود زن از نظر رفتاری و نحوه پوشش در این‌که مورد تجاوز قرار بگیرد، نقش اساسی دارد که در این مورد، مردان و زنان متفق‌القول هستند.

منبع: سایت بازتاب

جمعه 26 خرداد ماه سال 1385 ساعت 06:36

 نویسنده : دکتر باقرزاده

رابطه جنسی یکی از مهمترین ابعاد ارتباطی بین زن و مرد می باشد( بعد اقتصادی،بعد عاطفی ، بعد فکری، بعدجنسی) و مسئله عجیب و غریب و چندش آور نیست که خانواده ها نسبت به آن بی توجه باشند.
متاسفانه بسیاری از خانواده ها در آموزش این مسئله به فرزندان خود کوتاهی می کنند .

**ده اصل مهم در مورد رابطه جنسی
1- رابطه چنسی یکی از ابعاد ارتباطی بین زن و مرد می باشد( بعد اقتصادی،بعد عاطفی ، بعد فکری، بعدجنسی) و مسئله عجیب و غریب و چندش آور نیست که خانواده ها نسبت به آن بی توجه باشند. متاسفانه بسیاری از خانواده ها در آموزش این مسئله به فرزندان خود کوتاهی می کنند.

2- خانمها توجه کنند رابطه جنسی یک قسمت از رابطه زن و مرد هست و قسمت شروع هم می باشد پس راجع به آن واقع بین باشیم . آقایان هم توجه کنند که رابطه جنسی تنها رابطه بین زن و مرد نیست .

3- ارتباط جنسی یک رفتار است ولی پانتومیم نیست و ما باید در این ارتباط هم، از کلام و بیان استفاده کنیم و به طرف مقابلمان بگوییم و از او بشنویم که ما برای یک ارتباط لذت بخش به چه چیزی نیاز داریم.

4- باورهای غلط را در مورد رابطه جنسی که از بچگی در ذهن ما نقش بسته با مطالب جدید علمی عوض کرده و سکس لذت بخش را به سکس خرافاتی تبدیل نکنیم.

5- هیچوقت از سکس به عنوان سلاح استفاده نکنیم (گاهی مردها رفتاری از خود بروز می دهند که بعضی از زنها فکر می کنند که سکس یک اسلحه در دست آنهاست . و از سکس برای رسیدن به بعضی از خواسته های خود استفاده می کنند) البته شاید این کار در ابتدا مفید به نظر برسد ولی اثرات تخریبی آن در آینده نزدیک تمام ابعاد زندگی را در بر خواهد گرفت.

6- برای یک سکس موفق باید اضطرابها و ترسها کنار گذاشته شوند: مهمترین آنها ترس از بچه دار شدن است این ترس می تواند به صورت کاهش لذت جنسی، عدم لذت جنسی در زن، انزال زودرس و بسیاری مشکلات دیگر بروز نماید . توجه شود که بر خلاف عقیده عوامانه با بچه، هیچ مردی را نمی شود به زندگی پایبند کرد اینکه می گویند تا ازدواج کردی بچه دار شو کاملاً تحریف شده است . باید اجازه داد وجوح مختلف ارتباطی بین زن و مرد( با چاشنی سکس لذت بخش ) آرام آرام مستحکم شود .

7- خانمها معمولاً نگران شب زفاف هستند. مسائلی از قبیل : آیا درد دارد؟ آیا خون دارد؟ و غیره . پس آقایان بدون توجه به خرافات شب اول زندگی مشترک را به رضایت همسر خود اختصاص دهند و سعی نکنند با زور و فشار و اذیت اهداف از پیش تعیین شده خود را دنبال کنند چه بسا همین مسئله عواقب وخیمی را در زندگی آینده آنها پیش می آورد(پس لذت برای شبهای دیگر و رضایت برای شب اول )

8- ارتباط جنسی تنوع زیادی دارد و هیچ ارتباطی به شرط رعایت بهداشت آن، از نظر علمی و حتی شرعی مضر نمی باشد . پس زن و مرد با مشورت هم همه ارتباطها را می توانند امتحان کنند و آنها را که لذت بخش تر است ادامه و بعضی ها را متوقف کنند. فهمیدن اینکه طرف مقابل از چه چیزی لذت می برد یک هنر است و زن و مرد هر چه هنرمندتر باشند زندگی خوب و لذت بخش تری خواهند داشت. نوازش سینه ها ، لمس با زبان ، نوازش رانها ، لمس کلیتوریس، لمس نقطه g ، ارتباط دهانی وبسیاری مسائل دیگر پس خانمها و آقایان سعی کنند سفرهای اکتشافی در طرف مقابل خود داشته باشند .

9- کانال واژن ، حفره ای روی هم خوابیده می باشد که بعد از ازدواج طول و قطر آن با آلت تناسلی همسر تطابق پیدا میکند پس آقایان وخانمها استرس کوچکی و بزرگی آلت را از خود دور کنند و به نکات دیگر و مهمتر ارتباط جنسی توجه کنند.

10- برعکس آقایان که معمولاً فقط از طریق نزدیکی به اوج لذت جنسی می رسند خانمها از طرق دیگر مثل لمس و غیره هم می توانند به این امر برسند این را از بابت این گفتم که آقایان همیشه در استرس این نباشند که آیا خانم هم مثل من لذت می برد و چکار کنیم که با هم به اوج برسیم (خصوصاً در اول ازدواج معمولاً این امر شدنی نیست) و به تدریج شاید عملی شود . ولی آقایان می توانند حتی بعد از اینکه خود به اوج لذت رسیدند با ادامه دادن مطالب پیش گفته راه رسیدن خانم به نقطه اوج را فراهم نمایند.

و دست آخر اینکه رابطه جنسی زیاد و مکرر با همسر هیچ عارضه ای ندارد و روی قوای جسمانی و سلامتی فرد نه تنها مضر نیست بلکه بسیار هم مفید می باشد به شرط اینکه به رابطه جنسی به عنوان یکی از ابعاد بسیار مهم زندگی نگاه شود. استفاده از تریاک، مواد نیروزا و غیره هیچ اثر مثبتی بر روی رابطه جنسی ندارد و در آینده صدمات برگشت ناپذیری را سبب خواهد شد ، پس بهتر است هر مشکلی در سکس پیدا کردید سریعاً به پزشک خود اطلاع داده و درمان متناسب را بگیرید. و هیچوقت سکس را مسئله بی اهمیت تلقی نکنید.
(باور کنید همه مشکلات سکس راه درمان مخصوص خود را دارد از خود درمانی بدون مراجعه به پزشک خودداری کنید)

زندگی خوب و لذت بخشی را برایتان آرزو دارم دکتر باقرزاده
منبع: Iran Healers

چهارشنبه 24 خرداد ماه سال 1385 ساعت 13:00

بررسى نظراتى در مورد تجاوز

طى گزارشى که وزارت کشور انگلستان منتشر کرده ٧٠ در صد زنان بین ١٧ تا ٣٥ ساله بطور دائم نگران هستند که مورد تجاوز جنسى قرار گیرند. بسیارى از اینکه شب دیروقت به خانه برگردند وحشت دارند و خیلى از زنان مواظب هستند که لباس و رفتارشان طورى نباشد که توجه جلب کند. طبق این گزارش افزایش چشمگیرى در موراد گزارش شده تجاوز بین سالهاى ١٩٨٥ تا ١٩٩٦ وجود دارد. ١٦٥(درصد)، و این در حالى است که بسیارى از زنانى که مورد تجاوز واقع مى شوند هیچوقت آنرا به پلیس گزارش نمى دهند. (سال ۱۳۸۴)

در این نوشته سعى مى کنیم به بررسى معانى و اشکال مختلف تجاوز پرداخته و عوامل ارتکاب به این جرم را مورد بازبینى قرار دهم. همچنین به راههاى جلوگیرى از آن از دیدگاهاهى متفاوت مى پردازم.

هر چند رقم قابل توجهى از مردان و پسران جوان توسط مردان دیگر مورد تجاوز واقع مى شوند، اما زنان قربانیان اصلى آزارهاى جنسى هستند. چه بعنوان همسر توسط شوهرانشان، چه بعنوان منشى و کارمند توسط همکارانشان و روساى اداره، چه بعنوان اسیران جنگى توسط فاتحان و چه بعنوان رهگذر توسط افراد غریبه. دلیل آن هم نه الزاما ضعف جسمانى زنان در مقابل مردان بلکه فرهنگ و نوع نگرش جامعه به جنسیت زنان و مردان است.

ریشه تجاوز در دیدگاههائى است که قالب روابط زن و مرد را مى ریزند و از آنها مى خواهند طبق مدلهاى از پیش تعیین شده رفتار نمایند.

سو لیز Sue Lees( پروفسور در امور زنان و قانون) مى نویسد: «زنان بر اساس جنسیتشان قضاوت مى شوند، یعنى وقتى از شهرت و اعتبار زنى صحبت مى شود معمولا اخلاقش و روابط جنسى اش به ذهن مى آید، در حالى که صحبت از اعتبار مرد معمولا حول و حوش جایگاه اجتماعى اش و شخصیتش بعنوان فرد مى چرخد.» ( امیال غالب، صفحه ١٧)

دیدگاه رایج در پرورش سکسى جامعه این است که زنان در رفتار جنسى اشان Passive و خنثى و مردان فعال، متعرض و غالب هستند. گویا زنان از درک نیازهاى جنسى اشان ناتوان هستند و عکس العملهاى طبیعى بدنشان را نمى شناسند، به همین دلیل است که معمولا مى گویند «نه» در حالى که منظورشان « آرى » است. نقش مردان در این میان این است که آنها را تحت تاثیر جذبه خود قرار دهند، محسور قدرت مردانه اشان کنند، نازشان را بکشند و آنها را راضى به همخوابگى کنند. مرد واقعى باید بداند که ناز کردن و مقاومت در مقابل سکس، جزئى از طبیعت زنان است و آنها از خشونت و زمختى مردان لذت مى برند. بر این اساس مردان مجاز مى شوند آنجا که ناز کشیدن و اقناع عمل نکرد از زور و اجبار استفاده کنند.

گفته مى شود که مردان امیال جنسى غیر قابل کنترلى دارند و این وظیفه زنان است که از تحریک کردن شهوت مردان بپرهیزند و گرنه مردان مجبور مى شوند براى ارضاى شهوت غیر قابل کنترل خود به آنها تجاوز کنند. دقیقا به همین دلیل است که در بسیارى از موارد، زنان مقصر واقعى اتفاق افتادن تجاوز بشمار مى روند و سرزنش مى شوند.

جو براند Jo Brand کمدین فمینیست انگلیسى این ایده را طنز مى کند و در یکى از نمایشهایش مى گوید: « تقصیر ما زنها است که مردان را مجبور مى کنیم به ما تجاوز کنند. ما کارهاى زیادى مى کنیم که آنها را تحریک مى کند، مثلا بیرون مى رویم، در خیابان قدم مى زنیم و بدتر از همه داراى واژن هستیم.»

در جوامعى مانند ایران که مذهب در قدرت است و ایدئولوژى اسلامى ساختار قوانین را مى سازد، این نوع طرز تفکر در اشکال بسیاری رسما تبلیغ و تقدیر مى شود. یکى از مهمترین دلایلى که براى تحمیل حجاب بر زنان در ایران آورده مى شود این است که زنان باید پوشیده باشند که موجب تحریک امیال مردان نشوند.

قدرت یکى دیگر از فاکتورهاى اصلى در ارتکاب به تجاوز محسوب مى شود.
تقریبا در ٥٥ صد از موارد گزارش شده، تجاوز وسیله ابراز قدرت و تثبیت برترى فرد مهاجم بوده است. مردان متجاوز با تحقیر کردن و آزار جنسى قربانیانشان احساس برترى کرده و نیاز خودشان به مهم بودن را ارضا مى کنند.
 راسل( جامعه شناس و نویسنده ) مى گوید: « تجاوز منتهى الیه اعمال و ابراز خصوصیاتى است که سنتا مردانه بحساب مى آیند، از جمله زور، تهاجم، قدرت، خشونت، برترى طلبى و رقابت. ( ملاحظاتى بر تجاوز، ١٩٨٤)

از آنجا که در جوامع مختلف سنتها و عقاید متفاوتى زندگى جنسى زن و مرد را شکل مى دهند، تعاریف متفاوتى هم در مورد اینکه تجاوز چیست وجود دارند. براى بسیارى از مردم واداشتن یک زن به رابطه جنسى تجاوز محسوب نمى شود، بلکه شکل نرمال و معمولى رابطه زن و مرد بشمار مى رود.
خیلى از زنان، مخصوصا در جوامع عقب مانده تر حتى نمى دانند که آنچه بطور مداوم توسط شوهر و یا دیگر مردان به آنها تحمیل مى شود تجاوز است. معمولا آنچه بعنوان تجاوز شناخته مى شود تهاجم و آزار جنسى از طرف مردان غریبه است. این نوع تجاوز برسمیت شناخته شده و قربانیان آنها بیشتر مورد همدردى و دلجوئى واقع مى شوند. در صورت پیدا شدن متجاوز، دادگاهها معمولا آنها را محکوم مى کنند و در انظار عمومى بعنوان مجرم و متجاوز ترد مى شوند.

اما مشکل این است که طبق آمار ٦٠ در صد از تجاوزها توسط مردانى صورت مى گیرند که آشناى نزدیک و یا فامیل زنان هستند. تجاوز شوهران به زنانشان ٧ برابر بیشتر از تجاوز مردان غریبه به آنها برآورد شده است. این تازه درحالى است که ٩٠ در صد از زنانى که توسط شوهرانشان مورد تجاوز واقع شده اند هیچوقت آنرا به نهادهاى قضائى گزارش نمى دهند.

ماده ١ قانون جرائم جنسى انگلستان (١٩٥٦) تجاوز را اینطور تعریف مى کند: « دخول آلت تناسلى مرد در واژن و یا مقعد بدون رضایت و تمایل فرد مقابل».
 طبق این قانون اگر زنى مردى را متهم به تجاوز کند باید ثابت کند که دخول کامل روى داده و این عمل خلاف میل او صورت گرفته است. مسئله تمایل داشتن یا نداشتن زن در این میان بسیار مهم است، براى اینکه اگر مرد ادعا کند که زن راضى بوده با وى بخوابد و زن نتواند خلاف آنرا ثابت کند، دادگاه نمى تواند راى به محکومیت متهم بدهد.

برخورد محدود و ناروشن این قانون، بدفعات مورد نقد صاحب نظران امور قضائى و جامعه شناسان قرار گرفته است. سو لیز (Sue Lees)معتقد است که این تعریف شانس ناچیزى به زنان شاکى مى دهد که ثابت کنند رضایت به داشتن سکس با متهم نداشته اند و تاثیرات روحى و تحقیرى را که زنان با آن روبرو بوده اند نادیده مى گیرد. همچنین با تاکید این قانون روى دخول پنیس در واژن یا مقعد، اشکال دیگر تجاوز مانند سکس دهان، و تجاوز با وسایلى مانند بطرى از دستور خارج مى شوند.

بنظر عجیب مى رسد که با وجود اینکه در کشورى مانند انگلستان قانون از زنان حمایت مى کند و متجاوزان به زندان محکوم مى شوند، تعداد بسیار کمى از قربانیان جرائم جنسى شکایت خود را به پلیس و دادگاه مى رسانند. گفته مى شود که ٩٠ در صد زنانى که مورد تجاوز از طرف شوهرانشان واقع مى شوند هیچوقت آنرا گزارش نمى دهند.
تعداد زیادى از شاکیان هم بعد از دوندگیهاى فراوان و علافى در کریدورهاى دادگاهها و ادارات پلیس، از پیگیرى شکایت خود صرفنظر مى کنند و ترجیح مى دهند این تجربه تلخ را بتنهائى تحمل کنند. دلائل فراوانى براى این امر وجود دارند. یکى اینکه سیستم قضائى و تعاریفى که از تجاوز مى شوند کار را براى شاکیان بسیار پیچیده مى کنند. زنان معمولا با ناباورى و عدم اعتماد مقامات پلیس و دادگاه روبرو مى شوند.
این تصور که حتما زن با رفتارش و حرکاتش مرد را بطرف خود کشیده و منجر به تحریک وى شده است، در تمام بازجوئى ها و محاکمات بروشنى نمایان است.
 شاکى مجبور مى شود ماجراى تجاوز را بارها و بارها براى پلیس، وکیل، قاضى و دادگاه به جزئیات بازگو کند. این خود باعث تجدید چند باره خاطره تلخ اتفاقى است که براى وى افتاده. معمولا در جریان دادگاهى از وى در مورد خصوصى ترین مسائل زندگى اش سوال مى شود، وى ناچار مى شود در یک دادگاه علنى و در ملاعام به شرح جزئیاتى بپردازد که کمتر زنى حاضر مى شود حتى براى دوستان نزدیکش تعریف کند. از آنجا که براى یک زن نجیب نا معقول است که در جمع از سکس و روابط خصوصى اش حرف بزند، این دادگاهها با مجبور کردن این زنان به تشریح جزئیات اتفاقى که افتاده، باعث خدشه دار شدن شخصیت آنها در انظار عمومى مى شوند و آنها را در ملاعام تحقیر مى کنند.
بسیارى از سوالاتى که از زنان شاکى در دادگاهها مى شوند ربط مستقیمى به ماجرائى که برایشان روى داده ندارد.
سوالاتى مانند اینکه: آنها چند تا دوست پسر عوض کرده، هفته اى چند بار ودر چه شرایطى عشقبازى مى کنند؟
آیا از مشروب و مواد مخدر استفاده مى کنند یا نه؟
آیا کار مى کنند یا از بیمه هاى اجتماعى استفاده مى کنند؟
آیا مادر تنها هستند یا نه، و اگر هستند چرا؟

از دیگر دلائلى که بسیارى از زنان قید شکایت و دادخواهى را مى زنند، مراحل پیچیده و بوروکراسى ادارى نهادهاى پلیس و دستگاه قضائى انگلستان است. بعد از گزارش دادن به پلیس معمولا مجموعه اى از تحقیقات و آزمایشات در اداره پلیس انجام مى شود و اگر پلیس تصمیم بگیرد که حادثه را بعنوان جرم ثبت کند (بین ٣٠ تا ٤٠ درصد از موارد بعنوان جرم شناخته نمى شوند)، آنوقت کیس مورد نظر به دادگاه مراجعه داده مى شود و معمولا یکسالى طول مى کشد تا روز دادگاهى تعیین شود و متهم به دادگاه کشیده شود. بسیارى از زنان در این فاصله شکایتشان را پس مى کشند.

طبق قانون اصل بر بیگناهى متهم است تا زمانى که خلاف آن ثابت شود. بر طبق این اصل قضات مواظبند که بالانس قدرت بین شاکى و متهم بنحو عادلانه اى حفظ شود. و از آنجا که این جرم معمولا در خلوت دو فرد اتفاق مى افتاد و اثبات و یا عدم اثبات آن فقط در گرو شواهد جانبى و شرایطى که جرم در آن اتفاق افتاده است، قضاوت در این مورد کارى بسیار حساس و مشکل مى شود. از طرف دیگر چون ١٠ سال و ٥ سال زندان احکام سنگینى هستند، صادر کردن چنین احکامى در صورتى که کوچکترین شبهه اى در حقانیت ادعاى وارده از طرف شاکى باشد، عادلانه بنظر نمى رسد.
 بنا به این دلایل است که دادگاههاى مربوط به تجاوز بسیار بکندى و با احتیاط پیش میروند و تاثیر چندانى در کم کردن آمار تجاوز و جرائم جنسى ندارند.

راههاى متفاوتى براى از بین بردن تجاوز و یا کم کردن موارد آن ارائه شده اند. بعضیها معتقدند که با سختگیرى قانون در مقابل مجرمین و صادر کردن احکام سنگینتر مى توان به متجاوزان نشان داد که جامعه تحمل پذیرش تجاوز را ندارد و بدینترتیب آنها را از اقدام به این عمل بازداشت.

سو لیزSue Lees معتقد است که رفرمهاى قانونى زیادى لازم است تا بتوان از زنان در مقابل تجاوز دفاع کرد. وى از عوض کردن تعریف قانونى تجاوز بعنوان اولین قدم اسم مى برد. بنظر وى تعریف تجاوز باید در برگیرنده اشکال متفاوت آن و انواع آزارها و توهینهاى جنسى باشد. او همچنین مى خواهد که موشکافى در تاریخچه جنسى زنان در دادگاهها متوقف شود و به آنها اجازه داده شود که قبل از دادگاهى با وکیل خود مشورت کرده و کیسشان را آماده نمایند.
پلیسها و وکلائى که با اینگونه جرائم سروکاردارند بنظر سو لیز باید آموزش ویژه ببینند و موارد گزارش شده تجاوز باید در کمترین زمان لازم بررسى شده و به نتیجه برسند.

بنا به اظهار اسناد تهیه شده توسط بخش زنان دولت بریتانیا، قدمهاى مثبتى براى آموزش جامعه در مورد جرائم جنسى برداشته شده اند.
یکسرى برنامه هاى آموزشى براى مجرمین تهیه شده اند که طى آنها تلاش مى شود تاثیرات تجاوزبر زندگى قربانیان آن نشان داده شده و دلائل روانى و اجتماعى تجاوز بررسى شوند، به این امید که متجاوزین بتوانند ازدیدگاهى متفاوت به امر تجاوز نگریسته و از اقدام مجدد به آن بپرهیزند.

طبق همین نوشته ها نهادهاى ذیربط باید زنان را تشویق کنند که در صورتیکه این اتفاق برایشان افتاد آنرا گزارش دهند. چرا که ترس از گیر افتادن بعضى ها را از ارتکاب به تجاوز وا میدارد. همچنین زنان باید بدانند که با سمپاتى از طرف مقامات مربوطه روبرو خواهند شد و حیثیت اجتماعى آنان لکه دار نخواهد شد.
 تهیه امکانات درمانى و آزمایشگاهى لازم در مراکز پلیس، جهت سرعت دادن به پروسه بررسى جرائم گزارش شده از دیگر پیشنهادات ارائه شده توسط بعضى دست اندرکاران این امورات است. اینکه قربانیانى که براى دادخواهى به پلیس مراجعه کنند بدانند که با آنها در فضائى انسانى و مناسب برخورد خواهد شد و مجبور نخواهند بود ساعتها در کریدرهاى بیمارستان و پلیس سرگردان باشند و بخاطر جرمى که دیگرى مرتکب شده تحقیر شوند.

اما اقدامات نام برده تاکنون دارند بسیار بکندى پیش میروند و تا آنجا که آمار نشان مى دهد، تجاوز همچنان در حال افزایش است. بنظر مى رسد این اقدامات حتى اگر بخوبى هم پیش بروند، تغییرات قابل توجهى را موجب نشوند. تا زمانى که فرهنگ جامعه براساس نابرابرى زن و مرد بنا شده، تا زمانى که زن ابزارى براى ارضاى امیال جنسى مرد محسوب میشود و تا زمانى که تابوهاى ارتجاعى و مذهبى ساختار روابط جنسى زن و مرد را تشکیل مى دهند مشکل بتوان مردم را از ارتکاب به جنایات جنسى بکلى بازداشت. اما قطعا با یکسرى رفرمهاى جدى مى شود از آمار این جنایات کاست.
مى شود کمپینهاى عظیمى براى دادن آگاهى علمى به مردم نسبت به فانکسیونهاى جنسى بدنشان راه انداخت و با فاکتهاى علمى نشان داد که زن و مرد اگر چه متفاوتند اما افسانه هائى مانند پاسیو بودن زنان و اکتیو بودن مردان واقعیت ندارند و زن و مرد هردو از رابطه آزاد و انسانى با هم لذت مى برند.
 مى شود و باید در مدارس به بچه ها آموزش جنسى درست داده و جلوى تبعیضات جنسى را گرفت.

منبع:Iranhealers

دوشنبه 22 خرداد ماه سال 1385 ساعت 08:56

نتایج تحقیقات دانشمندان دانشگاه تگزاس حاکی است، ازدواج ناخوشایند به سلامت افراد در دوران سالمندی آسیب می زند.
 این دانشمندان با 8 سال مطالعه بر روی هزار و 49 نفر و پرسش در مورد احساس علاقه و توجه همسرانشان به آنها، بحث ها و درگیری های آنان و همچنین بررسی سلامت جسمی آنها به این نتیجه رسیدند، ازدواج ناخوشایند و ناموفق سلامت زنان و مردان مسن را زودتر تحت تاثیر قرار می دهد.
 این محققان همچنین دریافتند ازدواج موفق و شاد در سلامت پیرترین گروههای سنی تاثیر مثبت دارد و این در حالی است که ازدواج ناخوشایند نیز بیشترین تاثیر را روی سلامت همین گروه سنی به صورت اثرات منفی به جای می گذارد.
 این نتایج نشان می دهد، تاثیر احساس نارضایتی از ازدواج در سلامت افراد مسن بیشتر است.

منبع: هموطن سلام

دوشنبه 22 خرداد ماه سال 1385 ساعت 08:54
 تحقیق " گیتی ازگلی " ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

87 درصد زنان اعلام می کنند تقریبا" هیچوقت در روابط زناشویی پیش قدم نمی شوند و 3/52 درصد اظهار می کنند ابراز نیاز جنسی زن کاری ناشایست است و 34 درصد می گویند حتی در صورت تمایل نباید زن شروع کننده باشد.

این درحالی است که میل جنسی در طول دوره ماهیانه متفاوت است. بطور مثال در موقع تخمک گذاری و قبل از عادت ماهیانه تمایل به برقراری ارتباط جنسی بیشتر است.

وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی به ارگاسم نرسیدن زنان را 5/23 تا 43 درصد و نرسیدن به فاز تحریک را 7/14 درصد اعلام کرده است.  درحالی  که تحقیقات در شمال و شرق تهران نشان میدهد که میزان به ارگاسم نرسیدن در جامعه از حداقل 8/62 درصد تا 5/85 درصد در تغییر است.
از آنجا که بین رضایت جنسی با رضایت زناشویی و اعتماد به نفس ارتباط نزدیک وجود دارد و زنان، کمتر درباره این گونه مسایل به گفتگو می پردازند بنابراین رضایت جنسی در آنان بدون درمان می ماند.
گفتنی است 2/85 درصد زنان نسبت به رابطه جنسی نگرش مثبت دارند .یعنی آنرا به عنوان نیاز بیان می کنند ! اما نحوه برخورد با آن را نمی دانند و در صورت وجود مشکل به مراکز بهداشت مراجعه نمی کنند . مراجعه آنان به این مراکز تنها در قالب خارش ، ترشحات زیاد و درد در ناحیه پایین شکم بیان می شود.
تمایل جنسی از دوران بلوغ تا مرحله میانسالی افزایش می یابد که اوج آن در سن 30 سالگی است . در ضمن با افزایش طول مدت ازدواج و تعداد فرزندان میزان رسیدن به ارگاسم کمتر می شود. همچنین سطح وضعیت رفاهی زندگی در رسیدن به ارگاسم تاثیر مستقیم دارد.
در پایان به این نکته توجه می شود که در شروع حاملگی به دلیل نداشتن  ترس از ایجاد بارداری ، ارگاسم و تحریک بیشتراست ؛ اما با افزایش سن حاملگی به لحاظ ترس از آسیب به جنین کمتر می شود.

 " گیتی ازگلی " ، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی که این مطالب نتایج تحقیقات اوست پیشنهاد می کند :‌" با توجه به وضعیت و اهمیت خانواده در جامعه ایران و این که رفع نیازهای مشروع با توجه به اعتقادات ایرانیان باید در چارچوب خانواده و به شکل صحیح صورت گیرد آمار نسبتا" بالای مشکل به ارگاسم نرسیدن ، باید نکته درخور تاملی برای برنامه ریزی مسئولان در جهت رفع خلاء موجود در آموزش روابط زناشویی قبل از ازدواج باشد. "

شنبه 20 خرداد ماه سال 1385 ساعت 09:08

 پرونو گرافی یا اعتیاد جنسی یکی از رایج و پر جاذبه ترین بخش اینترنت برای نوجوانان و جوانان میباشد.

تعدد شبکه های پرونوگرافی، عضویت رایگان، مشاهده و ایجاد ارتباط از طریق کامپیوتر در هر نقطه، زمان و مکان این موقعیت را بوجود می آورد تا قشر جوان بتواند به موضوعاتی دسترسی داشته باشد که در اجتماع و محیط های خانواندگی تقریبا امری غیر ممکن و ناپسند می باشد. 

 این موضوع علی رغم ظاهر که تصور میشود تنها یک کنجکاوی محض است و در هر زمان که بخواهیم می توان از آن دست کشید اما متاسفانه باید گفت دورغی است محض چرا که مشاهده فیلم و یا مجلات پرونوگراف ( مشاهده فیلم های شهوت آمیز که در آن بدفعات آمیزش جنسی بین یک و یا چندین زوج از دوجنس مخالف و یا هم جنس می باشد که دارای درجات و سطوح مختلف می باشد) و تدوام بخشی عاملی است که فرد درآن بتدریج غرق می شود و هیچ راه بازگشتی در آن نیست. همچنین مشاهده و تداوم بخشی دراین رابطه باعث تخریب و صدمه ذهنی می گردد.

مطابق یکی از بررسی های بعمل امده در این زمینه، مشاهده فیلم های پرونوگرافی تاثیری همچون کوکائین بر ذهن دارد .

بر اساس گزارش دنیای خبر و به نقل از آقای نیلسون نت ریتیگ از ایالات متحده امریکا تنها در ماه ژانویه سال 2000 هفده میلیون و پانصد هزار نفر از شبکه های پرونوگرافی بازدید کردند.

پرونوگرافی نه تنها بر ذهن فرد تاثیر مخرب می گذارد بلکه افراد را تشویق می کند تا از نظر جنسی بیشتر حالت سلطه جو و پرخاشگر داشته باشند. مطابق گزارش دنیای خبر(مورخ 27/3/2000) آمار فروش ویدئو، آلات و لوازم متعلقه جنسی از طریق خط اینترنت هشت درصد از کل فعالیت های تجاری سال 99 در ایلات متخده امریکا میباشد که بالغ بر 18 بیلیون دلار میباشد

قربانیان عمده این دسته

قشر جوان قربانیان عمده عاملان و دست اندرکاران این تبلیغات می باشند. مخصوصا نوجوانان که در رده سنی بین 12-17 سال می باشند.
این گروه سنی عاملی برای ثابت نگه داشتن حرفه پرونوگرافی و عاملین آنها است که بظاهر جذاب و لذت بخش است. پرون و پرونوگرافی تنها متعلق به قشر جوان و یا یک گروه سنی خاص نیست بلکه موضوعی است که براحتی می تواند بر هر گروه سنی، جنسی، ملیتی، گروه های فرهنگی و حتی مذهبی تاثیر گذار باشد.
 پرون و پرونوگرافی تنها مشاهد و لذت جنسی نیست بلکه اعتیادی است که همچون مواد مخدر ویرانگر و دارای درجات مختلف میباشد .

پنجشنبه 18 خرداد ماه سال 1385 ساعت 14:36

نتایج یک تحقیق نشان داد:
72 درصد مردان ناتوان جنسی کمتر از 5 سال از مدت ازدواجشان می‌گذرد

نتایج یک تحقیق نشان داد: 72 درصد مردان ناتوان جنسی که به پزشکی قانونی ارجاع شده‌اند از مدت ازدواج آنها کمتر از 5 سال می‌گذرد.
 نتایج تحقیق بر روی 300 مرد که جهت بررسی ناتوانی جنسی به سازمان پزشکی قانونی ارجاع شده بودند، حاکیست: عدم توانایی فرد در ایجاد ارتباط جنسی صحیح و کامل به مسایل مختلفی همچون نگرش منفی خانواده به مسایل جنسی، عدم آموزش قبل از ازدواج، باورهای نادرست در خصوص مسایل جنسی، تراکم در محل زندگی و ازدواج‌های فامیلی بستگی دارد.

طیف سنی افراد مورد مطالعه بین 20 تا 76 سال قرار داشت که اکثریت آنها یعنی 142 نفر در رده سنی 21 تا 30 سال قرار داشتند.
محل زندگی 276 نفر شهر و کارمند بودند و کارگران با 114 نفر بیشترین شغل مردان را تشکیل می‌داد.
تعداد 108 نفر از مراجعین دارای تحصیلات متوسطه بودند. تعداد 282 نفر سابقه یکبار ازدواج، 12 نفر دو بار ازدواج و 6 نفر 3 بار ازدواج داشتند.
نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که مساله ناتوانی جنسی در محدوده سنی 20 تا 40 سال از اهمیت خاصی برخوردارست؛ به عبارت دیگر مشکلات روابط زناشویی معمولا در این سنین و اوایل ازدواج مطرح و به سنین بالاتر کشیده نمی‌شود و یا اگر هم ادامه یافت، افراد از طرح آن خودداری می‌کنند.
همچنین، میزان ناتوانی جنسی ارگانیک در سنین میانسالی افزایش می‌یابد.
بر اساس این گزارش، اختلال جنسی در مردان از لحاظ پزشکی عبارت از عدم توانایی یا اشکال در نعوظ و یا انزال و یا هر دو است، که در صورت عدم ایجاد نعوظ به آن ناتوانی جنسی یا عنن می‌گویند.
فردی ناتوان جنسی تلقی می‌شود که به علت جسمی یا روانی توانایی ایجاد نعوظ، حفظ و ادامه آن را در طول یک رابطه جنسی با همسرش نداشته باشد.
بر اساس این گزارش، اختلال عمل جنسی در مردان به عنوان یک معضل فرهنگی، احساسی و قانونی به شمار می‌رود.
اختلالات نوروژنیک، هورمونی، شریانی، وریدی و عوامل دیگر همچون داروها، مواد مخدر، الکل، بیماریهای مزمن، عمل جراحی، تروما، اختلالات ژنتیک و تغذیه‌ای از مهمترین عوامل ناتوانی جنسی هستند.
در تشخیص علل ناتوانی جنسی، تاریخچه مفصل طبی و جنسی، معاینه فیزیکی کامل، مصاحبه با فرد و شریک جنسی وی و تستهای مختلف آزمایشگاهی و پاراکلینیک (NPT ، تزریق پاپاورین) ضروری است.

چهارشنبه 17 خرداد ماه سال 1385 ساعت 14:21

 تائویسم بیش از 2000 سال است که همه ابعاد زندگی چینی ها را شکل داده است.
تائو= Tao  در کلمه به معنای ((راه زندگی)) است، لذا از طرفی نوعی فلسفه و از طرف دیگر دستور العملی برای زندگانی است.
تائویسم مکتب زندگی مثبت و توام با لذت است و هدف غایی آن بهشتی کردن زمینی هاست.
عشاقی که از مکتب تائو پیروی می کنند با هدف افزایش طول عمر و انرژی فیزیکی و به منظور زاد و ولد فرزندان پسر اقدام به تابعیت از دستورات تائو می نمودند.

- دستور العمل Yin

مهمترین تکنیک انجام شده " انزال ejaculation "  یا " دستور العمل Yin  " است.
با فشردن نقطه Jen-Mo  ( که نقطه ای است در قسمت میانی مسیر اسکروتوم و منفذ مقعدی ) مرد قادر خواهد بود تا مایع منی خود را (ching)  مجددا جذب نموده ( این مایع ترکیبی از انرژیهای فیزیکی است) و آنرا با Chi  یا نیروی حیات ابدی ترکیب نموده و لذا طول عمر پیدا کند.

بر طبق نظریه تائو هر مرحله از ارگاسم به اندامها و بخشهای خاصی از بدن انرژی می بخشد و منجر به تحریک مشاهده و پاسخ قابل پیش بینی در زن می گردد.

سطح 1 ( ریه ها ) : زن آه می کشد تنفس او سنگین و عمیق می شود و شروع به ترشح بزاق می نماید.
سطح 2 (قلب) : در حال بوسیدن مرد ،زبانش را به کار می گیرد.
سطح 3 ( طحال-پانکراس و معده ) : با انقباض عضلاتش ، مردم را محکم در بر می گیرد.
سطح 4 (کلیه ها و مثانه ها ) : در این مرحله در واژن اسپاسمهایی اتفاق می افتد و ترشحات واژن جاری می شود.
سطح 5 ( استخوانها ) : مفاصل شل شده و شروع به گاز گرفتن شریک شریک جنسی خود می کند.
سطح 6 (کبد و اعصاب ) : مثل مار به خود می پیچد و سعی می کند تا دستها و پاهایش را به دور مرد بیاندازد.
سطح 7 ( خون) : خون او در غلیان است و با عجله سعی در لمس بدن مرد دارد.
سطح 8 ( عضلات ) : عضلات او کاملا شل می شود . حالا او بیشتر گاز می گیرد و پستانهای همسرش را می گیرد.
سطح 9 (تمام بدن) : او به یک "مرگ کوتاه مدت" little death  می رود و خود را کاملا باز کرده و در اختیار مرد قرار می دهد.

تهیه شده توسط : انجمن درمانگران ایران

چهارشنبه 17 خرداد ماه سال 1385 ساعت 14:15

در دنیای مادی ، نثارکردن به معنی غنی بودن است.آن که می دهد غنی است نه آن که بسیار دارد.نقطه اوج کنش جنسی مرد همان عمل نثار کردن است. مرد هستی خود ، یعنی عضو جنسی خود را به زن می دهد.در لحظه اوج لذت جنسی نیز نطفه خود را به وی می بخشد. اگر مرد توانا باشد چاره ای جز نثار کردن ندارد و اگر نتواند نثار کند ، ناتوان است.
چنین است در مورد زن ، گر چه تا حدی پیچیده تر است.زن نیز خود را در اختیار می گذارد. کانون زنانگی خود را به روی مرد می گشاید و در حین دریافت کردن، در واقع نثار می کند. اگر او توانایی نثار کردن نداشته باشد و فقط دریافت کند ، زنی سرد است.
در مورد زن عمل نثار کردن دیگر بار اتفاق می افتد ، ولی نه به لحاظ وظیفه او به عنوان معشوقه ، بلکه به منزله مادر - او از وجود خویش به طفلی که در شکم دارد زندگی می بخشد ، سپس به کودک خود شیر می دهد و گرمای بدنش را به او نثار می کند. نثار نکردن در اینجا دردآور خواهد بود.

 

 

   1      2    >>