X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 24 خرداد‌ماه سال 1383
توسط: نویسنده

اخلاق جنسی عشق و عفت (۲)

عجیب است که آقای راسل در اینجا دم از اخلاقیات می‏زند ، مقصود او از اخلاقیات چیست ؟ او که عفت و تقوی را محکوم می‏کند ، حتی ازدواج را مانع‏ عشق بلکه مانع هیچ گونه تمتع از غیر همسر قانونی نمی داند و معتقد است که زن فقط باید کاری بکند که از غیر همسر قانونی باردار نشود ، او که زنا را جز در صورت عنف و یا در صورتی که صدمه جسمی برطرف وارد شود مجاز می‏شمارد ! او که اخلاق را جز تطبیق کردن و هماهنگ ساختن منافع خود با اجتماع نمی داند ، او که چنین فکر می‏کند چه تصور صحیحی از اخلاقی که‏ مانع و رادع تمایلات جنسی و پرورش دهنده احساسات لطیف عشقی باشد دارد ؟به هر حال آنچه مسلم است این است که محیطهای اشتراکی جنسی یا شبه‏ اشتراکی که آقای راسل و امثال او پیشنهاد و آرزومی کنند کشنده " عشق " به مفهومی است که فیلسوفان از آن دم می‏زنند و آنرا اوج حیات و حد اعلای شور زندگی می‏خوانند ، از او به عنوان معلم و مربی ، الهام بخش و کیمیا یاد می‏کنند ، و کسی را که همه عمر از آن بی‏ نصیب مانده است ، لایق انسانیت نمی شمارد . یادآوری دو نکته لازم است یکی اینکه تفکیک عشق از شهوت و اینکه عشق ، هم از لحاظ کیفیت ، هم از لحاظ هدف با شهوت حیوانی و جنسی مغایر است‏ از آن جمله مسائل روحی است که با اصول ماتریالیستی سازگار نیست ، ولی‏ به هر حال مورد قبول کسانی است که در مسائل روحی مادی فکر می‏کنند ، راسل‏ یک جا اعتراف می‏کند که : می‏گوید : " عشق چیزی بالاتر از میل به روابط جنسی است " . در جای دیگر می‏گوید : " عشق برای خود غایت و اصول‏ و اخلاق خاصی دارد که بدبختانه تعالیم مسیحیت از یک طرف و عناد علیه‏ اصول اخلاق جنسی که قسمتی از نسل جوان امروز طالب آنند ( و خود راسل آتش‏ افروز این عناد است ! ) از طرف دیگر ، آنها را تحریف و واژگون می‏سازدنکته دیگر اینکه به نظر می‏رسد این حالت روحی که مغایر با شهوت جنسی لا اقل از لحاظ کیفیت و هدف شناخته شده است دو نوع است و به دو صورت‏ مختلف ظهور می‏کند ، یکی به صورت حالت پر شور و پر سوز و گدازی که در نتیجه دور از دسترس بودن محبوب و هیجان فوق العاده روح و تمرکز قوای‏ فکری در نقطه واحد از یک طرف ، و حکومت عفاف و تقوی به روح عاشق از طرف دیگر ، تحولات شگرفی در روح ایجاد می‏کند ، احیانا نبوغ میافریند . و البته هجران و فراق شرط اصلی پیدایش چنین حالتی است و وصال مدفن آن‏ است و لااقل مانع است که به اوج شدت خود برسد و آن تحولات شگرفی که‏ مورد نظر فیلسوفان است به وجود آورد .این گونه عشقها بیشتر جنبه درونی دارد ، یعنی موضوع خارجی بهانه‏ای است‏ برای اینکه روح از باطن خود بجوشد و برای خود معشوقی آنچنانکه دوست دارد بسازد ، و از دیدگاه خود آنطور که ساخته نه آنطور که هست ببیند ، کم کم‏ کار به جائی می‏رسد که به خود آن ساخته ذهنی خو می‏گیرد و آن خیال را بر وجود واقعی و خارجی محبوب ترجیح می‏دهد.نوع دیگر آن مهر و رقت و صفا و صمیمیتی است که این میان را آتشین‏تر می‏کند بر خلاف این نوع از عشق که ما آنرا صفا و صمیمیت می‏نامیم‏ و اختصاص به زوجین دارد در اثر وصال و نزدیکی کمال می‏یابد...

نظرات (1)
مجید عادل
پنج‌شنبه 18 فروردین‌ماه سال 1384 ساعت 02:16
لطفاٌ مطلبی را در رابطه با حجاب در مسیحیت برای من ارسال نمایید یا در دسایت تان درج نمایید
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد